جمعیت شناسی جهان در حال تغییر است. جمعیت جهانی 60 ساله و بالاتر در سال 2017، 962 میلیون نفر بود که بیش از دو برابر جمعیت جهانی 382 میلیونی در سال 1980 بود. پیش بینی می شود تا سال 2050 تعداد افراد مسن دوباره دو برابر شود و به نزدیک به 2.1 میلیارد نفر برسد. در نتیجه، علاقه به استفاده از استراتژی های بین نسلی برای ایجاد برنامه های اجتماعی و سیاست های اجتماعی مرتبط افزایش خواهد یافت. برای جامعه مدنی ما، آنچه بیش از همه به این رشد مرتبط است، درک تغییرات در دادن و دریافت منابع در طول چرخه زندگی و درک این موضوع است که روابط بین نسلی نقش بسیار مهمی در ارتقای جامعه دارد.

در گذشته نسل قدیمی بیشتر با نسل جوان سروکار داشت. اما زمانه در حال تغییر است و به دلایل زیادی امروزه اینطور نیست. نسلهای متحد و بنیاد آیزنر مقالهای را با عنوان «من به تو نیاز دارم، تو به من نیاز داری: جوان، پیر و آنچه میتوانیم با هم به دست آوریم» منتشر کردند، همه افراد مورد بررسی اذعان داشتند که ما در جامعهای زندگی میکنیم که از نظر سنی جدا شده است.
در این مطالعه، 53 درصد از بزرگسالان آمریکایی گفتند که کمتر با افراد مسنتر یا بسیار جوانتر از خارج از خانهشان برخورد میکنند. والدینی که در مراحل بعدی زندگی بچه دار می شوند، از والدین خود فاصله بیشتری دارند. از آنجایی که بسیاری از خانواده ها دو والدین و فرزندان شاغل دارند، برنامه های فوق برنامه آنها شلوغ است و زندگی شلوغ تر و برنامه ریزی شده تر می شود. احتمال بیشتری وجود دارد که جوانان به شهرها و/یا ایالت های جدید نقل مکان کنند تا مشاغل معناداری را انتخاب کنند. بسیاری از مردم، از جمله خود افراد مسن، جدایی اجتماعی سالمندان از افراد جوان را بخشی طبیعی از سالمندی می دانند. عملکردهای فیزیکی و شناختی نیز ممکن است بین گروههای سنی متفاوت باشد و در نتیجه مشاغل فضای فیزیکی و فعالیتهای متفاوتی ایجاد شود.

علاوه بر این، تعداد مؤسسات بر حسب سن افزایش مییابد، و مراکز اسکان افراد مسن اغلب از محل زندگی نسل جوان جدا میشوند، و در واقع، آنها ممکن است کل شهرها باشند، اغلب در آب و هوای گرم، که منجر به دوری افراد مسن میشود. از منابع خانواده به منظور زندگی در یکی از این جوامع. جریانهای سرمایه و سیستمهای ارائه خدمات، سیلوهایی ایجاد میکنند که توانایی ما را برای همکاری محدود میکند و رقابت برای منابع کمیاب را تشویق میکند. درک افراد مسن و جوانان به عنوان مشکل ممکن است ما را از بسیج این گروه ها به عنوان منابع ارزشمندی که می توانند از یکدیگر حمایت کرده و به جوامع کمک کنند باز دارد.
همه این موارد باعث ایجاد شکاف بین نسلها میشود و باعث میشود افراد در سنین مختلف زمان را با هم از دست بدهند. همانطور که درک و آگاهی از یکدیگر بدتر می شود، این یک دور باطل است که در آن کلیشه ها و نگرش های منفی می توانند به راحتی تسخیر شوند و فرصت های یادگیری و اجتماعی ارزشمند را از دست بدهند.

افراد در هر سنی از افزایش فعالیت بدنی، دسترسی به ویتامین D، هوای تازه و شرکت در فضای باز سود می برند. برای کودکان، بازی می تواند تأثیر مثبتی بر هر پنج حوزه رشد داشته باشد: جسمی، اجتماعی، عاطفی، حسی، شناختی و ارتباطی. بیرون از منزل بودن به افراد کمک می کند تا آرام شوند و به آنها کمک می کند تا از برخی استرس های مرتبط با سن مانند مدرسه، کار، استرس خانوادگی یا تنهایی بهبود یابند. فضاهای سبز ممکن است به ویژه برای افراد مسن مفید باشد، زیرا فرصت های امنی برای فعال بودن و تعامل با دیگران فراهم می کند و در عین حال افکار و حواس آنها را تحریک می کند. علاوه بر این، دسترسی به فضاهای عمومی مشترک استرس کلی را کاهش میدهد، ظرفیت مقابله را بهبود میبخشد، تعامل چند نسلی را تشویق میکند، انزوای اجتماعی را کاهش میدهد، مهارتهای ایجاد رابطه را افزایش میدهد و عملکرد شناختی را بهبود میبخشد یا حفظ میکند. تقاضا برای خدمات با کیفیت کودک و نوجوان، همراه با تقاضای فزاینده برای پروژه های خلاقانه برای افراد مسن، محیطی بالغ برای فضاهای بین نسلی نوآورانه ایجاد کرده است.
با این حال، توجه به این نکته مهم است که اگرچه فضا ممکن است چند نسلی باشد، ممکن است بین نسلی نباشد. چند نسلی به سادگی به ترکیبی از افراد از نسل های مختلف در حال حاضر اشاره دارد. نسل گرایی به ارتباطات مثبت یا ارتباطات بین نسل ها اشاره دارد و فرصتی عالی برای غنی سازی مردم و محیط زیست است و در عین حال مزایای مثبت فراوانی را برای همه به ارمغان می آورد.


